تبليغاتX
ایران بانو
یکشنبه دوازدهم مهر 1388
 


ممنوعيت پوشش آزاد در ايران

حجاب اجباری، يا به سخن ديگر، «ممنوعيت پوشش آزاد»، از يک ماه پس از انقلاب اسلامی شروع شد، درست چند روز قبل از فرا رسيدن هشتم مارس. نشريه ی جمهوری اسلامی، زير تيتر «زنان بايد با حجاب به ادارات بروند»، از قول آيت الله خمينی نوشت که: «در وزارت خانه ی اسلامی نبايد معصيت بشود. در وزارت خانه های اسلامی نباید زن های لخت بيايند. زن ها بايد بروند. مانعی ندارد ليکن با حجاب شرعی باشند». اين سخن، علاوه بر اين که پوشش سر و بدن را اجباری اعلام می کرد، به مردمان عامی کوچه و بازار نيز می گفت که زنی که حجاب شرعی ندارد لخت به حساب می آيد. و در پی سخنان آيت الله نيز، بلافاصله، به همه ی ادارات در داخل ايران و همين طور به سفارت خانه ها، دفاتر نمايندگی های ايران، و موسسات ريز و درشتی که زير نظر دولت ايران در خارج کار می کردند (مثل بانک ملی) بخشنامه شد که لازم است کارمندان زن با پوشش شرعی به محل کارشان بروند. بدين ترتيب، ناگهان ظرف يک هفته، ميليون ها زن ايرانی که در ادارات دولتی و وابسته به دولت کار می کردند ـ چه در داخل و چه در خارج ـ زير «حجاب»ی رفتند که ابتدا نام «حجاب شرعی» داشت و بعد تبديل شد به حجاب اسلامی. بايد توجه داشت که اين فرمان در واقع و بيشتر نظر به ميليون ها زن ايرانی کارمند و کارگری داشت که نود و نه درصدشان حجاب نداشتند؛ به خصوص زن هايي که بيرون از ايران زندگی می کردند. اينگونه بود که ناگهان عابران خيابان های خارج از ايران چشم شان به زنانی افتاد که از گلو به پايين لباس های مد روز پوشيده اما کله هاشان را با پارچه ای سفت و سخت بسته اند. اما شکل حجاب اين زن ها در اين کشورها هم با زنان محجبه ی قبل از انقلاب ايران متفاوت بود و هم با شکل حجاب زن هايي که از کشور های، مثلاً، عربستان و پاکستان و ديگر کشورهای مسلمان نشين می آمدند. اين زن ها در واقع پوشش مذهبی نداشتند بلکه پوسترهای تبليغاتی حکومتی بودند که از همان ابتدا قصد جهانگيری داشت و زن ها بهترين وسيله بودند برای شناساندن پديده ای نوظهور به نام «جمهوری اسلامی ».

 

حجاب از نظر اسلام چيست؟

اما آيا، واقعاً، حجاب موسوم به «اسلامی» کنونی همان چيزی است که در 1400 سال پيش مشخص و تعيين شده است؟ اصلا حجاب يعنی چه؟ اکنون ديگر چندين دهه است که در کشورهای اسلامی، به خصوص مصر و عراق و ترکيه، بر سر اين که «حجاب در شرعيت اسلام چيست» بين علمای مذهبی بحث و گفتگو شده است. ابتدا بايد گفت که مسئله حجاب در قران تنها در دو سوره مطرح شده است. در سوره ی احزاب آيه 59، و در سورهء نور. و در آن ها نيز هيچ کجا به صراحت به مورد حجاب به معنايي که در کشورهای عربستان و افغانستان و پاکستان ايران و اين نوع کشورها رايج است پرداخته نشده. به همين دليل، تقريبا اکثر علمای اهل تسنن، و نيز شيعيانی همچون آيت الله مطهری، «حجاب» در قران را ـ که به معنای پرده به کار برده شده ـ ناظر بر کل زن ها نمی دانند. آن ها معتقدند که مخاطبين اين آيه فقط زنان پيامبر بوده اند. يعنی، در قران به زنان پيامبر گفته شده که چون شما با زنان عادی فرق می کنيد بايد که در «پرده» (حجاب) باشيد. يعنی در اجتماع ظاهر نشوید. ظاهراً اين آيه هم آنگونه که ايت الله مطهری می گويد پس از ماجرای «عايشه» و بلند شدن سر و صدای ديده شدن او با غلام اش بر زبان پيامبر جاری شده است. آنچه در قرآن برای عموم زنان آمده پرهيزکاری و «عفت» است، که هيچ کدام نمی تواند در تضاد با بی حجابی باشد؛ همانگونه که برای مردها هم از اينگونه توصيه ها فراوان شده که معنايش حجاب مردها و پوشاندن سر و روی و موی نيست.

به اين ترتيب، آنچه که به معنای حجاب در کشورهای مسلمان نشين، چه قبل از جمهوری اسلامی و چه بعد از آن، مطرح بوده برداشت هایی من درآوردی است که در احاديث و يا به وسيله ی حکومت های زن ستيز معمول و يا قانونی شده است. ولی آن حجابی که پس از جمهوری اسلامی، و با تاکيد بر «اسلامی» بودن آن، متداول شده نوعی تبليغات سياسی است که از طريق، و يا با سو استفاده از، چهره و بدن زن در راستای گسترش نفوذ حکومت اسلامی در کشورهای اروپايي انجام می گيرد. يعنی همان بهره گيری از بدن و سر و ريخت زن را که به کشورهای سرمايه داری نسبت می دهند و می گويند که سرمايه داری از زن يک کالای تبليغاتی ساخته خودشان از زن به عنوان کالايي برای تبليغات سياسی خود استفاده می کنند.

بهترين نشانه ی اين مدعا را می شود در گفته های سياستمداران جمهوری اسلامی ديد که تقريباً همگی شان بارها تاکيد کرده اند که «حجاب زن» مهمترين رکن جمهوری اسلامی است. هيچ کسی از نماز و روزه و توحيد و نبوت و معاد نمی گويد. هيچ کسی نمی گويد که نزول خواری اگر اتفاق بيفتد حکومت ما رو به زوال است. هيچ کس نمی گويد که اگر فساد و فحشا و تباهی اتفاق بيفتد ما تمام می شويم. اما همگی می گويند که حجاب با ارکان حکومت ما بستگی دارد.

در اين مورد به نمونه ای از سخنان آقای حداد عادل، مشاور عالی مقام معظم رهبری، که همين چندی پيش در دانشگاه الزهرا بيان شده توجه کنيد: «در این 200 سال اخیر که ما درگیر یک رویارویی سنگین به نام تجدد هستیم، یکی از مسئله های مطرح که در دستور کار قرار دارد مسئله ی زنان است که غربی ها از این منظر وارد منطقه ی اسلام شدند. از جمله مسائل به چالش کشیده شده در این دوران تجدد، مسئله ی حجاب است. در جهان امروز نماد مسلمانی حجاب زن است و در حقیقت حجاب، مُهر زندگی اسلامی است. مخالفت های شدید با حجاب در کشورهای غربی، از جمله فرانسه که مدعی آزادی و دموکراسی هستند، نشان از اهمیت مسئله حجاب دارد.»


آيا قانونی کردن حجاب اسلامی به معنای آزادی پوشش است؟

همانطور که در بالا گفته شد، برخی از حکومت ها، و از جمله حکومت اسلامی، و نيز برخی از مردمان، معتقدند که منع «حجاب اسلامی» در واقع خلاف حقوق بشر است و کسی را نبايد به دليل نوع مذهب، رنگ پوست و يا نوع پوشش از آموزش محروم کرد. اما آيا «حجاب اسلامی» نوعی پوشش است يا وسيله ای برای تبليغ گسترده ی حکومتی خاص به نام «جمهوری اسلامی» و يا «حکومت اسلامی»؟ ترديدی نيست که اين نوع لباس (که البته اکثريت زنانی که به دلخواه يا به اجبار، و يا معصومانه و ترس از خدا، از آن استفاده می کنند بر آن واقف نيستند) برانگيختن توجه مردمان به حکومتی است که قصد «اداره ی جهان» را دارد و آن ها هيچ وسيله ی تبليغی را بيش از حضور زن ها، آن هم زنانی با لباس هايي متفاوت، و با تبليغات مبتذلی چون: «زنان در پوشش بيشتر جاذبه دارند» و يا «راز و رمزی که در حجاب اسلامی است مردها را بيشتر متوجه زن ها می کند»، حداقل بين مردمان ناآگاه، سراغ ندارند.

اينجا است که بايد توجه داشت که يکی از تبليغاتی که در مورد حجاب اسلامی می شود، اين است که به زن ها تلقين می کند که با حجاب بيشتر می توانيد مورد توجه مردها قرار گيريد. در حالی که اگر منظور فقط پوششی مذهبی باشد نه نياز به برانگيختن توجه مردم است و نه نياز به اين که کاری کنيم که مردان به خاطر کشف راز و رمزی سراغ مان بيايند.

و بالاخره آيا اين پوشش را می شود همان پوششی دانست که در حقوق بشر استفاده از آن حق هر کسی است؟ جوابش ساده است؛ و اتفاقا در قانون اساسی جديد ترکيه، در بند مربوط به حجاب، به آن اشاره شده است. بله، هيچ کس را نبايد به خاطر داشتن لباس از حق آموزش محروم کرد؛ و هيچ قيد و بندی نبايد بر نوع لباس باشد، ولی در کجای اعلاميه ی حقوق بشر نوشته شده که: «مردم می توانند نوعی پوشش را، به عنوان تبليغات مذهبی خاص، قانونی کنند؟»

«حجاب اسلامی» پوششی مذهبی نيست بلکه پوشاننده و پنهان کننده ی يک ايدئولوژی خطرناک است که ورود و تبليغ اش در اماکن آموزشی دقيقاً در تضاد با حقوق بشر و اعلاميه های مرتبط با آن است.

 

شکوه ميرزادگی

صفحه ثابت
 نگاشته شده در ساعت 1:10  توسط فریماه.آرش.شاپرک.افسون  |