فرض کنید شما یک خانم هستید و اگرخانم هستید می توانید بدون فرض کردن به سراغ فرض دوم بروید. به عنوان فرض دوم
فرض کنید در موقعیتی قرار گرفته اید که شخصی قصد تجاوز یا اگر بخواهیم با ادبیات روزنامه ای حرف بزنیم قصد اذیت و آزار شمارا دارد. به عنوان فرض سوم فرض کنید امکان درخواست کمک با جیغ داد راه انداختن وجود ندارد. در این موقعیت چه کار می کنید؟
سناریوی اول
شما یک آدم بی منطق هستید و احساسی عمل می کنید.
شما به سمت در می دوید و دستگیره را به سرعت میچرخانید اما در قفل است و باز نمی شود نفس در سینه تان حبس شده و با حالتی دستپاچه و عصبی دستگیره در را تکان می دهید ولی بی فایده است. بر می گردید و مرد متجاوز را می بینید که درگوشه ای آرام ایستاده و با لبخندی شیطانی شما را می نگرد. بعد کلیدی را از جیبش بیرون میاورد و به شما نشان می دهد و در مقابل نگاه مستاصل شما کلید را دردهان میگذارد و قورت میدهد. آرام آرام به سمت شما میاید و شما هم عقب عقب میروید تا میخورید به دیوار و دیگر راه فرار ندارید. مرد شیطان صفت چنگ می اندازد که لباستان را بگیرد شما در یک لحظه به یاد سریال یوسف پیامبر می افتید و فکری مثل برق از ذهنتان می گذرد. فورا به او پشت می کنید تا لااقل پیراهنتان از پشت پاره شود و بعدن کارشناس شما را مقصر اعلام نکند. همانطور که به مرد متجاوز پشت کرده اید یاد چاقویی می افتید که برای روز مبادا در کیفتان حمل می کنید. پاره شدن لباستان را احساس می کنید و می فهمید که دیگر از این مباداتر وجود ندارد. چاقو را
محکم در دست می فشارید اما نمی دانید با آن چه کار کنید. تا به حال چاقوکشی نکرده اید اما فرصت فکر کردن نیست با یک حرکت عصبی به سمت مرد بر می گردید. مرد آزار دهنده در دو سانتیمتری صورت شما فریادی از درد می کشد و شما بوی گند
سیرترشی را از دهانش استشمام می کنید و بعد هر دو به
زمین می افتید. شما برای اولین بار کسی را کشته اید در نتیجه بی هوش شده اید و مرد هم برای اولین بار مرده است در نتیجه به زمین می افتد.
چند روز بعد دادگاه جنایی
قاضی: شما یه نفرو کشتید آیا اعتراف می کنید؟
شما: بله ولی ………
قاضی: بسیار خب بیاین ببرین اعدامش کنین...
شما: وا …. یعنی چی آقا جون! بزارید اقلکم حرفم تموم بشه...
قاضی: چه حرفی خانم؟ دیگه حرفی نمی مونه اعتراف به قتل برای انشای حکم کفایت می کنه دادگاه وقت نداره بشینه داستان گوش کنه...
شما: صبر کنید ببینم. من از حق و حقوقم خبر دارم. دوره قاجار که نیست. من از خودم دفاع کردم به این میگن دفاع مشروع که جزو حقوق طبیعی محسوب میشه.
قاضی: ببینید خانم شما هر چقدر هم که حقوق بدونی از من بیشتر نمی دونی. نه من وقت دارم بهت حقوق یاد بدم نه یاد
گرفتنش برات فایده ای داره چون زیاد فرصتی نداری که از آموخته هات استفاده کنی اما فقط اینو بدون که در دفاع مشروع اقدام مجنی علیه باید متناسب با فعل مجرم باشه.
شما: یعنی چی متناسب باشه؟ یعنی من هم باید بهش تجاوز می کردم؟ خب چیکار میتونستم بکنم با اون مرتیکه غول تشن؟ زورم که بهش نمی رسید تنها چیزی که برای دفاع از خودم داشتم همین چاقو بود.
قاضی: استفاده از چاقو اشکالی نداره اشکالش اینه که شما یه نفرو کشتی و هر وقت یه نفر کشته میشه یه نفر هم باید اعدام بشه. می تونستی یه خط بندازی رو طرف یا مثلن آلت ارتکاب جرمشو قطع کنی چرا دیگه صاف فروکردی تو شیکمش؟ اینجا روزی ده تا چاقو کش محاکمه می کنیم. چاقو کش حرفه ای هیچ وقت کسیو نمیکشه سر تا پای طرفو خط خطی می کنه اما چاقو رو زرتی فرو نمی کنه تو شکم طرف. این جور کارها کار شما آماتورهاست
شما: خب شما خودتون می فرمایید اونها حرفه ای هستن من که چاقو کش نیستم خودمم نفهمیدم چه کار کردم. حالا اصلا مگه حکم زنای محسنه اعدام نیست؟ ….
قاضی: اولن محسنه نیست محصنه است …
شما: خب من هم همینو گفتم
قاضی: نخیر شما گفتی محسنه باید زبان را بگزاری پشت دندانهای فک بالا و ص را تلفظ کنی……..
شما: محسنه …….مح…ثنه ….محفنه ….مح ….سنه ………
قاضی: نکن خانم جان صورتمو پر از تف کردی.
شما: ببخشید. خب حالا این نوع زنا اسمش هرچی که هست حکمش اعدامه دیگه پس اون آقا در هر صورت باید اعدام می شد
غیر از اینه؟
قاضی: بله غیر از اینه. اون آقا در صورتی اعدام می شد که شما کاری نمی کردی و می گذاشتی فعل مجرمانه واقع بشه اما شما عجله کردی و حالا شما اعدام می شی.
شما: وااااا …….خب یعنی من باید چه کار می کردم؟ اصلا شما فکر کن دختر خودت جای من بود باید چه کار می کرد؟ کار درستی که می شد تو این موقعیت انجام داد چی بود؟
قاضی: من چه می دونم خانم جان چقدر سیم جیم می کنی. اینو از جنبش زنان بپرس. از اونها بپرس که به جای اینکه این
چیزها رو یاد زنها بدن راه میوفتن کمپوت امضا درست می کنن.
شما: اولان کمپین نه کمپوت ...
قاضی: حالا هرچی.....
شما: حالا شما دیواری از جنبش زنان کوتاهتر پیدا نکردی؟ اونها هم که کلان چهار نفرن که سه نفرشون تو زندانه. چرا این چیزها رو تو مدرسه به دخترها یاد نمی دین؟ چرا اجازه نمی دین خانمها از وسایل دفاعی بی خطر استفاده کنن؟
چرا اسپری فلفلو از بسیجیهاتون نمی گیرین بدین به امثال من که بتونن از خودشون دفاع کنن؟ چرا ……
قاضی: بسه خانم! هر چی من می خوام با مردمسالاری دینی حرف بزنم شما گستاختر میشی….. روت زیاد بشه می گم 80 ضربه شلاق هم بهت بزنن ها …….. بیاین اینوبردارید ببرید خسته ام کرد …
سناریوی دوم
شما آدمی منطقی یا شاید بی عرضه و دست و پا چوبی هستید در این حالت شما به علت منطقی بودن چاقو حمل نمی کنید در نتیجه کسی کشته نمی شود و همه چیز به خوبی و خوشی فیصله می یابد.
بقیه ماجرا دو حالت دارد.
یا شما علاوه بر منطقی بودن با اراده هم هستید که در این صورت چیزی از این ماجرا به خانواده تان بروز نمیدهید و یک مدت بعد در اثر آشفتگی روحی خودکشی می کنید.
حالت دوم این است که آدمی منطقی و بی اراده هستید که در این صورت ماجرا آفتابی می شود و پدر یا برادر غیرتی شما
سرتان را گوش تا گوش می برد می گزارد تخت سینه اتان ...
*نتیجه*گیری: منطق نقش چندانی در
سرنوشت زنها ندارد.
آرش
