مصلوب به صليب تحقير هزاران ساله
همچنان به نرمی آواز می دهد:
مرا ببين
مرا خوب ببين
اين منم، زن
نيمه ی سركوب شده ی نسل بشری
زخمی ز شلاق تبعيض و اجحاف
زنجير خود خواهی مرد با زيور غيرت آويخته بر گردنم
رويم بپوشان
در چهار ديوار مطبخ حبسم كن
با نغمه ی اوازم چه می كني؟
كه آوازه اش از مرزها گذشته است
آری من زنم
مرا ببين
مرا خوب ببين
خدایا خدایا
دختران نباید خاموش بمانند
هنگامی که مردان
نومید و خسته
وخاموشند
فریماه
