صبح امروز دلارا دارابی، که در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود. در کمال ناباوری توسط اجرای احکام دادسرای رشت در زندان مرکزی رشت اعدام شد. ا
اعدام این هنرمند در صورتی به وقوع پیوست که هیچ یک از وکلای وی از زمان اجرای حکم اطلاعی نداشتند. ا
خبر خیلی کوتاه است ولی وحشتناک.ا
چه راحت جان می گیریم.ا
چه راحتی طناب دار را به گردن کودکی می اندازیم.ا
چه راحت لرزش های بدن نحیفش را احساس می کنیم.ا
به خدا ظلم است ظلم.ا
به خدا عدالت این نیست که کودکی کودکی را از وی بگیریم.ا
به خدا عدالت این نیست که بکشیم آنکه حقش مرگ نیست.ا
چه کسی می خواهد در روز قیامت پاسخگو باشد.ا
آیا انصاف است ....ا
چهارم فروردین سال ۸۵ او را در زندان رشت ملاقات کردم. او چهره ای مظلوم داشت. او قاتل نبود. قسم می خورد که قاتل نیست.ا
برایم تابلویی نقاشی کرد که عکس پیرمردی در آن بود که ویالن می زد. نمی دانستم که ساز مرگ دلارا را می زند.ا
باور نمی وشد که کشته شده باشد.ا
او واقعا بی گناه، مظلوم، آرام، متین، پاک و بی آلایش بود. دختری که حقش مرگ نبود و جانش را گرفتند.ا
خدایا به فریادمان برس.ا
خدایا از این همه بی عدالتی به کجا پناه ببریم.ا
خدایا خدایا خدایا..... چرا ما را اینقدر بی رحم آفریدی چرا چرا...ا
محمد مصطفایی، وکیل دادگستری
به خاطر دلارا و 130 اعدام دیگرفراموش نکنیم
در همه ی مدتی که بحث دفاع از حق زندگی برای دلارا دارابی سوژه ی داغ دنیای وب، فیس بوک وفعالان حقوق بشر بود بعضی انتقاد می کردند که او یک قاتل است و نباید از یک مجرم، یک بی گناه ساخت و از هنرمندی او سپری ساخت تا جرمش پنهان شود.
مدافعان حق زندگی برای دلارا بارها گفتند و نوشتند که بر دو چیز تاکید می کنند:
اول اینکه حتی بر فرض مجرم بودن دلارا او نباید اعدام شود زیرا صرف نظر از اینکه اعدام حکمی انسانی هست یا نیست، دلآرا در هنگام بازداشت کمتر از ۱۷ سال داشت و بر اساس پیماننامه حقوق کودک که ایران نیز به اجرای آن متعهد شده است، کودک محسوب میشد. این پیماننامه اعدام افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع کرده است.
دوم اینکه
عبدالصمد خرمشاهی وکیل دلارا دلایل حقوقی قابل توجهی بر بیگناهی دلارا دارد که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت و وقتی آن دلایل مورد توجه همه ی علاقمندان حقوق بشر و هزاران انسان پیگیر وضعیت دلارا قرار دارد نظام قضایی ایران حق ندارد بی اعتنا به پرسشهای افکار عمومی و اعتراضات حقوقی و عاطفی و انسانی جامعه، حکم اعدام را اجرا کند.
اما منتقدان که گویا فراموش کرده بودند که با توجه به وضعیت قضایی آشفته و غیر پاسخگوی ایران نباید فرصت را برای چنین انتقاداتی از دست داد و باید تمام توان برای نجات یک جوان در آستانه اعدام به کار گرفت باز هم ساز مخالف زدند و به هر حال تراژدی تازه ای به وقوع پیوست.
اکنون علاوه بر پرداختن به خبر این فاجعه، وظیفه ی بزرگتری بر عهده ی ماست
فراموش نکنیم که هم رئیس قوه قضاییه به خانواده و وکلای دلارا فرصت داده بود تا رضایت خانواده مقتول را جلب کنند و هم بر اساس قانون باید اجرای حکم به وکیل دلآرا ابلاغ شود اما عبدالصمد خرمشاهی وکیل دلآرا با شنیدن این خبر، «شوکه» می شود و یک وکیل دادگستری به رادیو زمانه می گوید:
«علت اجرای ناگهانی حکم اعدام، غرضورزی اداره اجرای احکام رشت و خانواده مقتول بود و اگر قانون در کشور ما حکومت میکرد این حکم به این صورت اجرا نمیشد و اصلاً حکم اعدام برای دلآرا صادر نمیشد
معلوم می شود که بازی با جان آدمها راحت تر از آن است که با قانون و یا با دستور رئیس قوه قضاییه بتوان مهارش کرد اگر درست عمل کنیم می توانیم ماجرای اعدام دلارا را به « کیفرخواست جامعه علیه بی عدالتی قضایی» تبدیل کنیم در سه سال گذشته ۳۲ کودک در جهان اعدام شدهاند که ۲۶ مورد آن در ایران بوده است. سال گذشته، شش نوجوان در ایران اعدام شدند و هماکنون ۱۳۰ نوجوان زیر ۱۸ سال با دریافت حکم اعدام، در مسیر اجرای حکم قرار دارند.
می توانیم از تمام ظرفیت های رسانه ای از تلویزیون و رادیو تا سایت و وبلاگ و فیس بوک استفاده کنیم تا مجبور نباشیم برای 130 اعدام دیگر عزاداری کنیم و یکی را پس از دیگری به فراموشی بسپاریم
آیدا قجر - بیروت
