تبليغاتX
ایران بانو
چهارشنبه هفتم اسفند 1387

می گویند افسار گسیخته شده ام. حتما بی حرمتی کرده ام؟  یادم نمی آید.. ولی اینجا نوشته است که من مجرمم...

با خودم گفتم: چه کسی می گوید من مجرمم؟

 

صدایی به گوشم رسید. که گفت : اینها می گویند.. انسانها طبق ماده 1400 دیکتاتوری توان بر چسب زدن بر هر کسی را دارند. عجب بر چسب مبارکی.. مجرم

دیروز سر کوچه ما آزادی را حراج کرده بودند . هر مشتی یک تحقیر... بلی ارزان است. تحقیر شوی برای برگرداندن آزادی..

 

ولی دکانی همان نزدیکی آزادی را آموزش میداد.من هم رفتم. گفتم: بابت یادگیریه آزادی چه چیزی باید بدهم ؟

گفتند: وقت می خواهیم. زندگیم را درون جدول عمرم طبقه بندی کردم . تا وقت از دست رفته ام را بیابم. درست است ..

پس تو هم اگر آزادی می خواهی  با من هم گام شو..

آدمهای زیادی آمدند و رفتند ولی آزادی را عده محدودی لمس کردند. برای فهم آزادی سه گام بردار : یادگیری- تلاش- هدف (که همان آزادیست)

ضربه ها را می شمارم

شاید این چرخ فلک

آه من را بشمرد

برده ام  برده ی سراسر شور

تا ستانم حق خود را

از سران همچو مور

من یکی هستم ولی

می توانم با خودم بسیار باشم

چون توانم میرسد

پس می توانم می توانم

حق من ازادی است و زندگی

 

فریماه

صفحه ثابت
 نگاشته شده در ساعت 16:53  توسط فریماه.آرش.شاپرک.افسون  |