این نامه را می نویسم برای آنکس که اولین بار لغت ناموس را بر زن نهاد...
این نامه را می نویسم تا بگویم من هم می توانم فریاد بکشم. من هم می توانم غرش کنم. ولی نمی توانم سنگ دل باشم . نمی توانم گریه نکنم. نمی توانم کسی را رنج دهم.
با توام . آری با تو..
چرا که صدای به ظاهر بلندت . به نام غیرت . روز و شب . گوشم را می لرزاند....
من ناموسم
این را همه می گویند .... سالهاست این نام را با خود به یدک می کشم.
ناموس پدر و برادر . و امروز هم ناموس شوهر
من زنم
از کودکی به من یاد داده اند بدون مرد من نا توانم . هیچم
من زنم . ولی غیرتم را خاموش کرده ام . چرا که می بینم . ولی نباید ببینم...
نباید ببینم . چون جرم است..... ؟
چون قانون زمانه زورگوست...؟
چون من و تو باید ما شویم ...
چون زنان ما باید نخست باور کنند که می توانند....
فقط باور کنند....
فریماه
