تبليغاتX
ایران بانو
دوشنبه بیستم آبان 1387
سلام
این نامه را می نویسم برای آنکس که اولین بار لغت ناموس را بر زن نهاد...
این نامه را می نویسم تا بگویم من هم می توانم فریاد بکشم. من هم می توانم غرش کنم. ولی نمی توانم سنگ دل باشم . نمی توانم گریه نکنم. نمی توانم کسی را رنج دهم.
با توام . آری با تو..


چرا که صدای به ظاهر بلندت . به نام غیرت . روز و شب . گوشم را می لرزاند....


من ناموسم
این را همه می گویند .... سالهاست این نام را با خود به یدک می کشم.
ناموس پدر و برادر . و امروز هم ناموس شوهر
من زنم
از کودکی به من یاد داده اند بدون مرد من نا توانم . هیچم
من زنم . ولی غیرتم را خاموش کرده ام . چرا که می بینم . ولی نباید ببینم...
نباید ببینم . چون جرم است..... ؟

چون قانون زمانه زورگوست...؟


چون من و تو باید ما شویم ...


چون زنان ما باید نخست باور کنند  که می توانند....
فقط باور کنند....

 

فریماه

صفحه ثابت
 نگاشته شده در ساعت 10:52  توسط فریماه.آرش.شاپرک.افسون  |